وقتی از انصاف حرف می‌زنیم، از چه چیزی سخن می‌گوییم؟

وقتی از انصاف حرف می‌زنیم، دقیقا از مفهومی حرف می‌زنیم که تعریفش مبتنی بر تعریف‌های اجتماعی نیست. در واقع باید این‌طور باشد، اما واژه انصاف در محاوره عامیانه به جنس، نوع و وزن انتظارات افراد در تقابل با جامعه و افراد دیگر اشاره دارد.

انصاف یک نوع از خودگذشتگی و پیش‌قدم دانستن دیگران در برابر خود است؛ به خصوص دیگرانی که برای آن‌ها ارزش، عشق و احترام بیشتری قائل هستیم.

انصاف یک مفهوم چند گانه با تعاریف مختلف است و حتی می‌شود گفت که به تعداد آدم‌های روی زمین برای واژه انصاف، تعریف وجود دارد. این‌که ما چیزی را منصفانه بدانیم یا نه، به عقاید شخصی، عملکرد و حتی سرگذشت‌مان بر می‌گردد و نمی‌توان نسخه واحدی برای همه رفتارهای منصفانه یا غیرمنصفانه جهان پیچید.

انصاف مفهومی است که می‌توان آن را قبضه و مصادره به مطلوب کرد. یعنی به کار گیرنده این واژه می‌تواند خود را در جایگاه مظلوم و ستم کشیده قرار دهد و دیگری را به بی‌انصافی متهم کند. حتی می‌تواند وجود و نقش خود را نادیده بگیرد و تمام وقایع را به غیرمنصفانه بودن رفتار مقابلش نسبت بدهد. واکنشی قابل پیش‌بینی که اصولا رخ می‌دهد.

به هر حال به نظر می‌رسد کلید واژه انصاف چیزی نیست که بتوان نسخه واحدی برای آن پیچید و تعریفش را واحد دانست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *